دندان
چند روز قبل مامان یک جراحی دندون سخت داشت و بعدش کلی دستورالعمل که باید رعایت می کردم که سخت ترینش این بود که تا دو هفته نباید حرف می زدم مگر در حد ضرورت!
آخه من با این که آدم کم حرفی هستم ولی تازگی همش دارم با شما حرف می زنم و کلنجار می رم و بالاخره همش ضرورته. خلاصه ما هم چند روز حسابی به مامان جون زحمت دادیم
. البته همه کارها و شیطونی هات یه طرف، خواباندن شب ها هم یک طرف. تو این چند شب اولین باری که جدا از من خوابیدی را تجربه کردم. ماجرای خوابیدنت خیلی طولانیه و باید سر فرصت بنویسم. راستی در جریان گریه هات من تازه متوجه شدم که دو تا دندون آسیاب دومت هم درآمده و ظاهرا چند هفته ای می شه ولی اصلا نشده بود قبلش ببینم. حالا می مونه مراقبت ازین دندونها که خیلی مهمه و این هم جزو کارهای سخت برای شما فسقلی هاست. مسواک زدن خودت که عملا یک بازی هست و بخصوص اون مسواک های برقی چرخشی یا ویبره. یه مسواک برقی هم مخصوص خودت خریدم با شور و شوق که فقط ویبره داره چون میگفتند این مسواک های چرخشی برای بچه ها خیلی مناسب نیست که کاربرد جالبترشو خودت پیدا کردی. روشن میکنی می ذاری رو زمین و مسواک بیچاره در اثر ارتعاش و اصطکاک با سرامیک ها کلی مسافت جلو می ره همراه با صدایی که خیلی برات لذت بخشه
. فکر می کردم این ویبره باعث میشه از مسواک زدن خوشت بیاد که نشد. کلا این مسواک ها را حتی یک دفعه هم نشد استفاده درست ازش بکنی و من فکر کنم زودتر باید بندازم بازیافت! اگر مسواک عادی بخوام بدم دستت مسالمت آمیز که فقط خمیردندونشو می خوری
. اجازه هم نمیدی که خودم بهت بزنم. تنها روش موثر استفاده روش باباست که وقتی که با مسواک انگشتی بهت مسواک بزنه یعنی در مجموع با یک روش خشن و سخت گیرانه که من معتقدم هیچ اشکالی نداره چون واقعا ارزشش را داره و اصلا تحمل گریه بچه ها را تو مطب دندانپزشکی ندارم. به مرور زمان خودت بزرگتر که میشی حرفهامون را درک میکنی و دیگه لازم نیست ما به زور بخوایم مسواک بهت بزنیم.
آخر کار یک عکس بی ربط به موضوع میگذارم آخه بس ازین عکس خوشم میاد.
عاشق این فیگور بچه هام که قوز می کنن و من از پشت سر عکسشون را بگیرم. مال همین روزها که خونه مامان جون مهمونی بودیم:

از بس شیطونی و ریخت و پاش می کردین ما هم یک کار بد کردیم و چند دقیقه نشوندیمتون پا تلویزیون


دندان 
