سی ماهگی صدرا
بالاخره شما هم سی ماهه شدی.. دو سال و نیم. من قبلا فکر می کردم وقتی دو سال و نیمت بشه یعنی دیگه بزرگ شدی و خیلی مسایل را درک می کنی و کار من خیلی راحت تر میشه.. ولی اشتباه می کردم
. وقتی الان را با شش ماه پیش مقایسه می کنم می بینم اون موقع که خیلی کارهات راحت تر بود
. کلا خاصیت مامان ها اینه که همیشه یه عبارتهای اینطوری در مورد بچه هاشون دارند:«پس کی غلت میزنه» ، «پس کی میشینه»، ، «پس کی راه میفته»، «پس کی حرف میزنه» و ... و اگه همه اینها هم اتفاق افتاده باشه ٰ، «پس کی عاقل میشه و کارهاش کمتر میشه». این سوالی هست که فعلا تو ذهن منه و کلا این سوالها هیچ جوابی نداره باید فقط صبر کرد و از لحظه های کودکی شما لذت برد به موقعش همه اینها همه این ها اتفاق می افته.
حالا چرا میگم کارهایت نسبت به قبل زیادتر شده چون الان در اوج شیطنت و کنجکاوی هستی و اینکه یه مقداری هم میخوای بعضی کارها را خودت انجام بدی و هنوز نمی تونی. یه کارهای عجیب غریبی هم می کنی که فکر می کردم غیرعادی هست ولی تحقیق کردم دیدم توی سن شما بخصوص تا سه سال جزو فرایند طبیعی رشد هست. یه نمونه اون پرتاب اشیا هست
. بعضی اوقات مسافت پرتاب در حد نیم متر ولی بعضی اوقات در حد طبقه میشه و اشیا از راه پله پایین انداخته میشوند
. اشیا هم میتونند سبک باشند یا سنگین فرقی نداره برات. ریختن مایعات در هر جای ممکن و دم دست و... و خلاصه یه مواردی که بهتره جزییاتش را اینجا نگم
. اینه که خیلی باید حواسم جمع باشه و وسایل خطرناک و تیز دم دستت نباشه.
الان 2-3 ماهی هست که مرتب داری شعرهای کتابهاتو میخونی . یعنی همونجور که میشینی و داری بازی میکنی میبینم خودت برای خودت داری شعر می خونی و خیلی زودتر از من هم حفظ میشی. این کار را خیلی دوست دارم
. چون کمتر دیده بودم پسرها هم شعر بخونن (معمولا پسرها توی ذهنشون حفظ میکنن و جلو جمع به زبان نمیارند
) و توی ذهنم این کار مختص دختر کوچولوها بود. بعضی اوقات هم کتاب را ورق میزنی و دقیقا هر صفحه را طبق متنش که حفظ شدی می خوانی.
فیلم و کارتون را با دقت و لذت بیشتری می بینی. کارتون را برای پر کردن وقتت هیج موقع نمیگذارم. معمولا در دومورد دست به دامنش میشم. یکی وقتی که من دارم یه کار حساس میکنم که شما نباید نزدیک بیای و خطرناکه و تو دست و پام هستی و یکی دیگه موقع غذا خوردنت که متاسفانه هنوز هم خیلی بدغذایی. اثر زیادی نداره ولی باز هم وقتی محو تماشا می شی گاهی حساب کار از دستت میره و من میتونم جند تا لقمه بیشتر بهت بدم. الان یکم توی غذا خوردن مستقل شدی و اجازه میدم که خودت غذا را بخوری. البته نیمه اول غذا خوردنت را جون میبینم که هشتاد درصدشو دوست داری بریزی رو زمین و جاهای متفرقه و مجبور میشم که آخر کار یکم خودم بهت غذا بدم. کارتون های مورد علاقه فعلیت اتوبوس های کوچولو، خرگوش ها، دوستان ماشینی، باب اسفنجی و کماکان شان د شیپ هست.
![]() |
![]() |
در مورد انتخاب کارتون حساسیت زیادی دارم چون می بینم که عینا جمله ها و رفتارهای شخصیت ها را یاد می گیری و بکار می بری. ازین جهت کارتون خرگوش ها و اتوبوس های کوچولو خیلی مناسبه چون خیلی مودبانه دوبله شده و براس سن شما داستانهاشم جالبه. ولی باب اسفنجی را من قبلش باید ببینم از هر 10 قسمت شاید بتونم یکیش را انتخاب کنم برات هرچند فضای جالب و جذابی داره از نظر ما ولی داستان و مفاهیمش برای گروه سنی شما زوده هنوز.
همچنان آب بازی مهیج ترین تفریحت هست. به بهانه های مختلف مثل شستن دست قبل و بعد از غذا صندلی میذاری و می ری سر سینک. پیشرفتی که داشتی اینه که دیگه شیر را خیلی کم باز میکنی . توی این حالت هیچکس نباید سراغت بیاد و بخواد مانع از ادامه کارت بشه وگر نه...
.
امیدوارم تا شش ماه دیگه خیلی از کارهای بالا را ترک کرده باشی و من بیام بگم چقدر زود عاقل و فهمیده شدی
.


سی ماهگی صدرا 


